دومین سفر به عسلویه ... 92/12/14
گل مامانی با نزدیک شدن به بهار هوای جنوب کشورمون خیلی خیلی خوب میشه...خیلی دوست داشتیم امسال دختر عزیزم و ببریم بندر عباس ولی متاسفانه موفق نشدیم...چون بابا محمد نمیتونست با ما بیات به همین خاطر ما هم تصمیم گرفتیم که با مامان جون و خاله مریم(البته به قول شما ممی) همراه دایی حسین بریم عسلویه...وبالاخره صبح 14 اسفند 92 راهی شدیم... سفر خیلی خوبی بود...از اونجایی که هوا خیلی خوب بود...شما نسبت به پارسال بزرگتر شده بودی...بیشتر موندیم..همه جا رو خوب گشتیم..با پرهام ونگار حسابی آتیش سوزوندین...وکلی بهمون خوش گذشت...فقط دوتا عیب داشت اینکه بابایی با ما نبود... واینکه بعد از برگشتن از مسافرت شما به شدت مریض شدی و من تا 20فروردین درگیر م...
نویسنده :
مامان فاطمه
18:06











